اشعار ویژه ولادت ولی نعمت عالم علی بن موسی الرضا علیه السلام 92

اللهم بثامن الحجج عجل لمولانالفرج


اشعار ویژه ولادت ولی نعمت عالم علی بن موسی الرضا علیه السلام 92


جهت دعابرای تعجیل فرج اربابمون انشالله


در سالروز آمدن ثامن الحجج
 
 
اي کاش مي نمود امام زمان فرج
 
 
هم شاد مي شديم که آمد امام ما
 
 
هم داده است حضرت مهدي جواب ما
 

 
 
يارب ترا قسم به رضا ضامن و غريب
 
 
بر ما وصال حضرت مهدي نما نصيب
 
 
حالا که روز جمعه شده عيد در جهان
 
 
خوش باشد آنکه چهره آقا کني عيان
 
 
آهو به دشت شاد شد و باغبان به باغ
 
 
آقا بيا که ظلمت ره را شوي چراغ
 
 
فرخنده باد عيد ولادت به عاشقان
 
 
فرخنده تر شود که رسد يوسف زمان
 


بقیه درادامه مطلب

ادامه نوشته

اشعار ویژه شهادت امام صادق علیه السلام 92

{اللهم عجل لولیک الفرج}

ما اگر بر نام حيدر عاشقيم

شيعه ي درس امام صادقيم

&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

ز غربتش چه بگويم كه سينه ها خون است
براي صادق زهرا مدينه محزون است
دلم دوباره به حال رئيس مذهب سوخت
كه داغ غربت ليلي حديث مجنون است

&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&


اشعار ویژه شهادت امام صادق علیه السلام 92


 ما اگر بر نام حيدر عاشقيم

شيعه ي درس امام صادقيم

شيعه ي اشکيم، اشک جعفري

اشک او کرده به دلها رهبري

اشک، يک درس امام صادق است

اشک، همواره مرام صادق است

گاه در سجده صفا مي کرد او

اشک را خرج خدا مي کرد او

گاه اندر خلوت شيدائيش

ياد مي کرد از گل زهرائيش

آنکه مي ايد براي انتقام

آنکه صادق داده بر نامش سلام

گاه گريان گلي پژمرده بود

ياد آن رخسار سيلي خورده بود

گاه تا يک روضه خوان مي ديد او

شاعر شيرين زبان مي ديد او

امر مي کرد تا عزا برپا شود

نهضت کرببلا احيا شود

گاه آتش مي زدند آن خانه را

گاه مي بردند صاحب خانه را

خاک کوچه شاهد غمهاي اوست

يک سند از غربت شبهاي اوست



بقیه در ادامه مطلب  .......


ادامه نوشته

سلام برباقرالعلوم علیه السلام

اللهم عجل لولیک الفرج

یاباقرالعلوم کلیددعاتویی

آقای بی حرم .حرم قلب ماتویی

 تاریخ راورق زدم ودیدم ازقضا

همسنگرسه ساله کرببلاتویی

باسلام

عزیزان میتوانند دراین بخش چندین تصویروشعرزیبادررابطه باشهادت

مولای انس وجن حضرت باقرالعلوم علیه السلام برداشت کنند

وفقط تنهاهزینه آن دعاوصلوات جهت تعجیل درامرفرج منتقم آل الله است

گلچین اشعار شهادت امام باقرعلیه السلام 91

گلچین تصاویرویژه شهادت امام باقرعلیه السلام 91

ضمنایک سری مطلب دررابطه بامناظرات ومعجزات حضرت علیه السلام درادامه مطلب موجوداست که  میتوانیدمراجعه کنید

اللهم عجل لولیک الفرج

ادامه نوشته

یاجوادالائمه ادرکنی

اللهم عجل لولیک الفرج

باسلام قصدداریم درآستانه سالروزشهادت ارباب جودوکرم فرزندولی نعمتان حضرت جوادالائمه علیه السلام

چندتصویرو40 شعرازاشعاربرگزیده شاعران بااخلاص اهلبیت علیهم السلام رادراختیاردوستداران آل الله بالاخص ذاکرین این آستان قراربدهیم

اماتنهاشرط وهدیه این مجموعه دعاوصلوات جهت تعجیل درامرفرج نازنین مولای وجودحضرت بقیه الله الاعظم است

نکته:اشعاروتصاویرهم بگونه جداگانه وهم بصورت فشرده دراختیارشماقرارخواهدگرفت

تنهاخواهش ماازشمابزرگواران ومخصوصاذاکرین اهلیبت این است که نه تنهاخودهمیشه ودرهمه جامشغول ذکرودعابرای فرج ارباب باشیدبلکه همه اطرافیان تان رانیزمتوجه این دعا بنمایید

اللهم عجل لولیک الغریب الفرج القریب

جمعی ازمنتظران ظهور_مشهدمقدس

دانلود فایل فشرده اشعار


دانلود فایل فشرده تصاویر

اشعاروتصاویربصورت جداگانه درادامه مطلب

ادامه نوشته

یاغریب الغربا

اللهم عجل لولیک الغریب الفرج القریب

باسلام خدمت رفقا/بالاخص عزیزان مداح میتوانندازاشعاراین قسمت استفاده کنند

وهمچنین میتوانندازقسمت آرشیو مراسم سال گذشته ولادت وایام مخصوص زیارتی حضرت ابالحسن الرضاعلیه السلام ودانلودکنند

همچون نسيم صبح و سحرگاه مي رود

هر كس ميان صحن حرم راه مي‌رود

از هر چه غصه دارد وغم مي شود رها

هر سائلي به خدمت اين شاه مي‌رود

وقتي فرشته‌هاي حرم بال مي‌زنند

از سينه‌هاي شعله زده آه مي‌رود

اينجا بهشت روي زمين فرشته‌هاست

از كوي تو فرشته به اكراه مي‌رود

خورشيد در طواف حرم، وه! چه ديدنيست

هر شب به پاي‌بوسي آن ماه مي‌رود

باب‌الجواد راه ورودي به قلب توست

حاجت رواست هركه از اين راه مي‌رود

*************************************
گاهي که با نياز دلم ناز مي کني

داري مرا دقيق برانداز مي کني

يعني نگاه مي کني اول کجايم و

بعداً مرا به سمت خود آغاز مي کني

دارم دوباره شاعرتان مي شوم مرا

داري دوباره قافيه پرداز مي کني

تازه شدم شبيه پسر بچه اي که تو

پيش ضريح مي بريش ناز مي کني

حس مي کنم که وقت دعا لطف خويش را

از لابلاي جمعيت ابراز مي کني

گاهي براي تو همه تن سوز مي شوم

تو در عوض هميشه مرا ساز مي کني

از خوبي شماست که خوب کم مرا

تو در حساب خويش پس انداز مي کني

گاهي کنار چنجره ات بسته مي شوم

گاهي ميايي و گره را باز مي کني

بر پرده، زنده کردن شيرت عجيب نيست

هرشب مسيح معجزه! اعجاز مي کني

اين بار هم شبيه خودم نه شبيه تو

دل مي دهم به پنجره هاي ضريح تو

آهو که نه کبوترتان نه که آدميم

تا با توايم پس همه عمر با هميم

فرقي نمي کند که چه هستيم يا که ايم

ما هرچه هست شيعه گيت را مصمميم

گاهي براي منبرتان مثل دعبليم

گاهي براي نخل ولاي تو ميثميم

لرزان نمي شويم به بادي که مي وزد

به ريشه هاي حبّ تو وصليم، محکميم

حاتم کجا و سفره احسانتان کجا

ما جيره خوار سفره ارباب حاتميم

ما زنده با توايم و دم از تو گرفته ايم

پس ما براي کشته شدن هم مقدميم

 مديون آن کسيم که ما را به تو سپرد

عمريست زير سايه تو زير پرچميم

ما را زياد و کم ننوشتند، واحديم

گاهي اگر زياد و زماني اگر کميم

 

کم گريه مي کنيم وليکن موثريم

يعني شبيه بارش بارانِ نم نميم

 يابن الشّبيب خواندنمان را که ديده اي

ديدي که در عزاي شهيد محرميم

اين ويژ گيّ روضه جد غريب توست

که ما هنوز با غم تو غرق ماتميم

اين بار هم دلي که شکسته است را بخر

لطفي کن و دوباره مرا کربلا ببر

محسن ناصحي

*********************
قصر همه حكام جهان را كه بگردى

دربار كسی "پنجره فولاد" ندارد

******************************

بقیه اشعاردرقسمت ادامه مطلب

لطفاازنظراتتون ماروبی بهره نزارین

ادامه نوشته

سلام بررییس مذهب/مقتل امام صادق علیه السلام/بهمراه اشعار

اللهم عجل لولیک الفرج

السلام علیک یاجعفربن محمد علیهماالسلام

فراخوان مراسم عزاداری وحرکت بسمت حرم رضوی فرداعصرمطابق باچهارشنبه 22شهریورماه

ازشهیدرستمی 14ساعت16برادران وخواهران

بامداحی برادران:کربلایی جمال مقدم

حاج جوادعقدایی/حاج ابراهیم احمدی/

کربلایی امیرسلیمانی/وحاج علی گچکارطهرانی


جمعی ازمنتظران ظهور

مشهدمقدس

&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

غسل و کفن نمودن امام صادق(ع) توسط فرزندشان امام کاظم(ع)

یكى از راویان حدیث - و از اصحاب امام موسى كاظم صلوات اللّه و سلامه علیه - حكایت كند:

از آن حضرت شنیدم كه فرمود: هنگامى كه نشانه هاى مرگ بر پدرم امام جعفر صادق علیه السلام آشكار گردید، خطاب به من اظهار داشت :

اى پسرم ! كسى غیر از تو مرا غسل نمى دهد، همان طور كه من خودم پدرم امام محمّد باقر علیه السلام را غسل دادم ؛ و او نیز پدرش امام سجّاد زین العابدین علیه السلام را غسل داد، چون كه حجّت خدا را فقط حجّت او باید غسل دهد؛ و من خود، چشمان پدرم را بر هم نهادم و او را كفن كردم.

سپس پدرم ، امام جعفر صادق علیه السلام افزود: اى فرزندم ! پس از فوت من ، برادرت عبداللّه . ادّعاى امامت و خلافت مرا خواهد كرد، او را به حال خود واگذار؛ زیرا او اوّل كسى است كه به من ملحق خواهد شد.

و هنگامى كه امام صادق علیه السلام به شهادت رسید، فرزندش حضرت موسى كاظم علیه السلام او را غسل داده و كفن نمود.


ابوبصیر گوید: به حضرتش عرض كردم : یاابن رسول اللّه ! امسال شما و برادرت ، عبداللّه مناسك حجّ را انجام دادید؛ ولیكن عبداللّه یك شتر قربانى و نَحر كرد؟

حضرت فرمود: همین كه حضرت نوح علیه السلام سوار كشتى شد، از هر موجودى یك جفت نر و مادّه داخل آن قرار داد؛ مگر زنازاده را كه سوار كشتى ننمود.

ابوبصیر گوید: با شنیدن این سخن ، گمان بردم كه امام علیه السلام خبر از مرگ خود مى دهد؛ ولى بر خلاف فكر و تصوّر من حضرت موسى كاظم علیه السلام اظهار نمود: برادرم عبداللّه ، بیش از یك سال زنده نمى ماند.

اصحاب، تاریخ آن روز را یادداشت كردند؛ و عبداللّه فرزند امام جعفر صادق علیه السلام بیش از یك سال ادامه زندگى نداد؛ و بلكه كمتر از آن قبل از پایان یك سال از دنیا رفت .

متن عربی:

و روى الحسن، قال: أخبرنا أحمد، قال: حدّثنا محمّد بن علیّ الصّیرفی، عن علیّ بن محمّد، عن الحسن، عن أبیه، عن أبی بصیر، قال: سمعت العبد الصالح (علیه السلام) یقول: لما حضر أبی الموت قال: یا بنی لا یلی غسلی غیرك، فإنّی غسّلت أبی، و غسّل أبی أباه، و الحجّة یغسّل الحجّة.

قال: فكنت أنا الذی غمّضت أبی، و كفّنته، و دفنته بیدی.

و قال: یا بنی، إنّ عبد اللّه أخاك یدّعی الإمامة بعدی، فدعه، و هو أوّل من یلحق بی من أهلی. فلمّا مضى أبو عبد اللّه (علیه السلام) أرخى أبو الحسن ستره، و دعا عبد اللّه إلى نفسه.

قال أبو بصیر: جعلت فداك، ما بالك حججت العام‏، و نحر عبد اللّه جزورا؟

قال: إنّ نوحا لما ركب السفینة و حمل فیها من كلّ زوجین اثنین، حمل كلّ شی‏ء، إلّا ولد الزنا، فإنّه لم یحمله، و قد كانت السفینة مأمورة، فحجّ نوح فیها، و قضى مناسكه.

قال أبو بصیر: فظننت أنّه عرّض بنفسه، و قال: أما إنّ عبد اللّه لا یعیش أكثر من سنة. فذهب أصحابه حتّى انقضت السنة. قال: فهذه فیها یموت. قال: فمات فی تلك السنة.

منابع:

إثبات الوصیة: 167

 مناقب ابن شهرآشوب 4: 224

دلائل الإمامة (طبری- الحدیثة)،328

&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

 

پیرمردی که حضرت جبریل

زائر غربت نگاهش بود

کوچه ها را همین که طی می کرد

صد فرشته کنار راهش بود

***

با ارادت تمامی ارکان

پیش پایش خشوع می کردند

بر قد و قامت کهنسالی

آسمان ها رکوع می کردند

***

نفس قدسی پر اعجازش

مایه ی اعتبار عیسی بود

جانماز «فرشته بارانش»

افتخار تبار عیسی بود

***

حرف هایش برادر قرآن

سخنش بوی انّما می داد

از همان مال فاطمی خودش

خرجی راه کربلا می داد

***

در و دیوار خانه ی آقا

وقف مرثیه های عاشوراست

به خدا خانه نیست این خانه

این حسینیّه ی بنی الزهراست

***

این حسینیّه ای است که مردم

از حضورش ستاره می گیرند

هر شب جمعه بین این خانه

روضه ی شیر خواره می گیرند

***

از سر بی کسی و بی یاری

در و دیوار خانه یارش شد

بهر غم های مادرش آن قدر

گریه کرد عاقبت دچارش شد

***

آی مردم دویدن آقا

از نفس های خسته اش پیداست

آی مردم شکستگی دلش

از صدای شکسته اش پیداست

***

خوب شد شب  شد و تو را بردند

دور تا دور شهر گرداندند

خوب شد در شلوغی این شهر

کوچه کوچه تو را نچرخاندند

***

گریه کردی و زیر لب گفتی

این تو و ریسمان و این سر من

آه .... پیراهنم شده خاکی

آه .... افتاده است پیکر من

*******************************************

شیخ الائمه ام که شکستند حرمتم

با هیزم آمدند شبانه زیارتم

در احترام موی سپیدم همین بس است

در بین شعله ها شد تکریم ساحتم

من دست بسته بودم و یاران به خواب ناز

آنجا کسی نبود نماید حمایتم

من مرد بودم این شد و ای وای مادرم

این تنگنای کوچه نماید اذیتم

سجاده ام کشید و بماند چگونه برد

خاکی شده زکینه لباس عبادتم

بادست بسته ،پای برهنه ، نفس زنان

مرکب دوانیش بخدا برد طاقتم

خوردم زمین و ناله زدم عمه جان مدد

قدری کمان چو قامت تو گشته قامتم

در بین راه گشته پریشان محاسنم

از بسکه دست بسته زمین خورده صورتم

تفسیر مقتل «قبض شیبه» شده

این صورت کبود و رخ پر جراحتم

**********************************

کوچه کوچه مدینه لبریز از                                      عطر و بوی محمّدی شده است

به تن شهر باز گشته حیات                                       غرق در رفت و آمدی شده است

**

دم به دم با دم مسیحائیت                                 منتشر می کنی حقایق را

به دیار مدینه می بخشد                                     چشمهای تو صبح صادق را

**

مثل جدّت مدینة العلمی                              ششمین آفتاب اندیشه

با بیان پیمبرانه‌ی تو                                     شد به پا انقلاب اندیشه

**

با شکوه تو تا هزاران سال                            سرفراز است رایت شیعه

که به «قال الامام صادق» ها                      زنده مانده هویّت شیعه

**

لحظه لحظه زُراره پرور بود                           یابن طاها! نبوغ چشمانت

شده صدها مفضّل و جابر                              ریزه خوار فروغ چشمانت

**

در عروج الهی ات هر دم                             جان تو شوق بندگی دارد

نیمه‌ی شب قنوت دستانت                               درس عشق و پرندگی دارد

**

مست پرواز می‌کند دل را                                       ربنای فصیح چشمانت

به جهان جان تازه بخشیده                                       لحظه لحظه مسیح چشمانت

**

یک شب بیقرار و بارانی                                          که تو بودی انیس سجاده

از غم تو فراتِ خون می شد.....                               ...زمزم چشم خیس سجاده

 **

آن شبی که در آتش کینه                              باغ یاس و شقایقت می سوخت

هیزم و تازیانه آوردند                                       چقدر قلب عاشقت می سوخت

**

ای محاسن سپید آل الله!                                       دست بسته تو را کجا بردند

تن تو در مدینه بود اما                                           دلتان را به کربلا بردند

**

قلب تو مثل این حسینیه ها                                   شب جمعه همیشه هیأت داشت

داغ هفتاد و دو گل پرپر                                          در نگاه ترت اقامت داشت

**

گریه بر داغ سید الشهدا                            شده بود افضل العباداتت

وقت روضه دل تو زائر بود                            گوشه‌ی قتلگاه میقاتت

**

مجلست روضه خوان نمی خواهد                            در حضورت اشاره ای کافی است

تا شود حجره‌ی تو کرب و بلا                                   گریه‌ی شیرخواره ای کافی است

**

آن شبی که سه مرتبه آمد                            خاتم الانبیا به یاری تو

از غروب غریب عاشورا                                  یاد می کرد اشک جاری تو

**

....این طرف بی کسی اهل حرم                               آن طرف ازدحام و هلهله بود

این طرف یک امام بی یاور                                      آن طرف یک سپاه حرمله بود

**

دیگر از کاروان عاشورا                                    چشم در خون نشسته ای مانده

تکیه گاهی به غیر غربت نیست                              آه نیزه شکسته ای مانده

**

یک نگاهش به غربت زینب                                     یک نگاهش به سوی جانان است

لحظه های تلاطم عرش و                                      لحظه های عروج قرآن است

 **

ضربه‌ی تیغ ها رقم می زد                                      غرق خون،‌ اعظم مصائب را

«أم حسبت...» به روی نی بردند                               سر زخمی نجم ثاقب را

**********************************

باز گرفته دلم برای مدینه

باز نشسته دلم به پای مدینه

شکر خدا عاشق دیار حبیبم

شکر خدا که شدم گدای مدینه

بال فرشته است، سایبان قبورش

بال فرشته است،خاک پای مدینه

در کفنم تربت بقیع گذارید

صحن بقیع است، کربلای مدینه

کرب و بلا می‌شود دوباره مجسم

تا که به یاد آورم عزای مدینه

دست من و لطف دست با کرم تو

جان به فدای بقیع بی حرم تو

سنّ تو، قدّ تو را کشیده خمیده؟

یا که خداوند آفریده خمیده؟

منحنی قدت از کهولت سن نیست

شاخه ی سیبت ز بس رسیده، خمیده

بس که غریبی تو ای سپیده محاسن

شیعه اگر چه تو را ندیده، خمیده

نیست توان پیاده رفتنت ای مرد

پس به کجا می روی خمیده، خمیده

هر که صدای تو را میان محله

وقت زمین خوردنت شنیده، خمیده

در وسط کوچه ها صدای تو این بود

مادر من، مادر شهیده، خمیده

کیست که دارد تو را ز خانه می آرد؟

در وسط کوچه ها شبانه می آرد؟

وقتی درِ خانه در برابرت افتاد

خاطره ای در دل مطهرت افتاد

مرد محاسن سپید شهر مدینه

کاش نگویی چگونه پیکرت افتاد

گرم خجالت شدند خیل ملائک

حرمت عمامه ات که از سرت افتاد

راستی این کوچه آشناست، نه آقا؟

یعنی همین جا نبود مادرت افتاد؟

تکیه زدی تا تنت به خاک نیفتد

حیف ولی لحظه های آخرت افتاد...

************************************

لطفاماراازنظرات خودبی بهره نگذارید تشکر